تبليغاتX
ماهنامه دهاتی

ماهنامه دهاتی

معرفی مقالات علمی در حوزه کشاورزی، منابع طبیعی و محیط زیست

دكتر كوثر در حال سخنراني افتتاحيه در همايش - ۲۳ مردادماه ۸۶



آبخوان داري، بهره وري بهينه از آب و خاک از ستيغ کوه ها تا آرامگاه آب است. فلسفه آبخوان داري، که براي نخستين بار در تاريخ 7 شهريور ماه سال 1373 در چهارمين کنگره علوم خاک در دانشگاه صنعتي اصفهان مطرح شد، بر پايه انگاره هاي زير بنا شده است؛

1- نه تنها اندازه بارش سرزمين هاي خشک و نيمه خشک اندک است، دگرگوني هاي ميزان، پراکنش و تناوب آن بسيار است. بدين ترتيب، اميد دريافت بارشي بسنده و بهنگام در چنين بوم ها بس ناچيز است. پس اگر آب را در خشک بوم ها ارزشمند ترين نعمت به شمار آوريم به خطا نرفته ايم. خوشبختانه، روان شدن سيل ها امکان زيستن را در مناطق مزبور فراهم آورده است. هرچند سيلاب منبعي تجديدپذير به شمار مي آيد، بهينه سازي مصرف آن گريزناپذير است.

2-«گنجايش آب قابل استفاده» مهمترين عامل پايداري خشک بوم هاست. بافت و ژرفاي خاک عوامل اصلي تعيين کننده اين ويژگي به شمار مي روند.

3-آب، عامل فرسايش خاک، مي تواند با جابه جايي و ته نشين ساختن مواد معلق مغذي در زمين هاي کم شيب فرسوده بافت آنها را ريزتر کرده، ژرفاي خاک آنها را افزوده، و نيز با افزودن «گنجايش آب قابل استفاده»، کشتزارهايي بارور را به وجود آورد. بناي بند هاي کوتاه و انباشتگي ته نشست ها در سراب آنها کاهش شيب را به دنبال دارد. کاهش فرسايش بادي از سود هاي کناري اين فرآيند است.

4- اندازه زياد تبخير از آبگيرهاي سطحي، شتاب رسوب گيري، به زير آب بردن زمين هاي بارور و زيستگاه هاي انساني، گياهي و جانوري، به خطر افتادن تنوع زيستي، نشت از آبگير، کاهش تغذيه طبيعي آبخوان هاي پاياب، تغيير روند آبگيري حق آبه برندگان زيردست، زلزله و ديگر پيامدهاي نامطلوب زيست محيطي و دست آخر، زمان طولاني و هزينه بسيار، بناي سدهاي بزرگ را نامناسب ترين دانش و فن براي مناطق خشکي مي کند که در آنها تغذيه مصنوعي آبخوان ها ميسر است. افزون بر آن، ساکنان آبخيزي که سيلاب آن در آبگير سدي انباشته مي شود از آن آب بهره چنداني نمي برند.

5- آبياري سيلابي براي فرآوري خوراک انسان و دام، ايجاد فضاي سبز، توليد چوب هاي صنعتي و هيزم و از همه مهمتر، تغذيه مصنوعي آبخوان ها و مصرف بجا و بهنگام از آب ذخيره شده، دو راه بهره وري بهينه از سيلاب و زمين هاي کم شيب فرسوده و ساختن زيستگاهي پسنديده اند. اين کارهاي بخردانه، تلفات و زيان هاي پيامد رخ دادن سيل ها را نيز مي کاهند. اين پندار ها به هيچ وجه دليلي بر بدي سد نيستند؛ چنانچه سد بهترين گزينه است در بناي آن دودل نباشيد. ايالات متحده امريکا، که احتمالاً پس از چين داراي بيشترين سد هاي دنياست، اکنون به آثار ناپسند زيست محيطي برخي سدها پي برده و در انديشه ويران کردن آنها است. ويليام ال.گرف، يکي از اوتاد مهندسي منابع آبي، امريکا را Dam nation ناميده است. چنانچه فاصله بين اين واژگان برداشته شود، حاصل آن لعنت خواهد بود، گفتني است که در ايالت کنتيکت اين کشور سد ميل پاند قرار دارد که در سال 1677بنا شده و هنوز بهره مي دهد. اين خدمتگزار آب و خاک سدي خاکي را در ژاپن ديد که با گذشتن 300سال از پايان بناي آن، تنها يک متر از 14 متر ژرفاي آبگير آن را رسوب گرفته بود.

ما که هستيم و به کجا مي رويم؟ ميانگين سالانه تبخير از طشت در ايستگاه هاي هواشناسي ايران افزون بر دو متر است. بنابراين، از هر مترمربع آبگيرهاي سطحي سالانه دو هزار ليتر آب بخار مي شود. بر پايه برآورد سازمان ملل متحد، کمترين نياز انسان به آب 20 ليتر در 24 ساعت است. پس، 65/3 متر مربع از سطح درياچه پشت يک سد نمادين در ايران آب مصرفي سالانه يک فرد صرفه جو را به گونه بخار به هوا مي فرستد و کمتر از يک متر مربع آن، مصرف سالانه يک فرد آفريقايي صحرانشين را.

بد نيست بدانيد که به عنوان يک روستايي فارسي، که از بد حادثه شهرنشين شده است، به فاجعه بسيار نزديک پايان تمدن کشاورزي استان زرخيزم مي انديشم. به گفته دست اندرکاران، برداشت سالانه افزون بر تغذيه طبيعي آب هاي زيرزميني در ايران 6 ميليارد مترمکعب است که يک سوم آن مربوط به فارس است. چنانچه آبکشي بي رويه بر همين روند ادامه يابد، 8 سال ديگر بايستي فاتحه زراعت پررونق ما را خواند، چه، نزديک به 80 درصد آب آبياري کشتزارهاي ما از همين منابع تامين مي شود. خداي را سپاسگزارم که نعمت هاي بيکران سيلاب و آبرفت درشت دانه را به ما ارزاني داشته است، چه، هنگامي که آبگير هاي سدهاي موجود و آنها را که در آينده خواهند ساخت، از رسوب انباشته شوند، فرزندان باشعورمان به تغذيه مصنوعي آبخوان ها خواهند پرداخت.

بد نيست به آمار زير، که مشتي است از خروار، توجه کنيد؛ دشت کربال در اسفند 1371 به زير آب رفت. وجود آبگير 993 ميليون مترمکعبي درودزن اثري چشمگير در کاهش بيشترين بده لحظه يي سيل نداشت. بده هاي ورودي و خروجي از سد در تاريخ 19 اسفند 71 به ترتيب 470و426 مترمکعب بر ثانيه بوده است. بيشترين بده رود سيوند در همان روز و در دشت کربال 2/92 مترمکعب بر ثانيه گزارش شده است. بدين ترتيب، جرياني با بيشترين بده 520 مترمکعب بر ثانيه دشت کربال را مغروق ساخت. براي بازسازي شديدترين وضعيت، فرض کنيم که حداکثر بده لحظه يي رود سيوند در تاريخ فوق برابر با سيل روز 11آذر 1365 يعني575 مترمکعب بر ثانيه بوده است. بنابراين بيشترين بده رود کر در پل خان برابر با حدود 1000 مترمکعب بر ثانيه مي شود. بر پايه آزمون هاي ما، شبکه هاي تغذيه مصنوعي آبخوان ها با مجموع وسعت 10هزار هکتار از عهده نگاهداري سيل مزبور برمي آمده اند. پهنه زمين هاي مناسب براي ايجاد شبکه هاي تغذيه مصنوعي آبخوان ها در حوضه رود سيوند، به گفته سيداحمد نقيبي خاک شناس کارآزموده فارسي، 96950 هکتار و در حوضه رود کر 19250هکتار است.

آنچه بيشتر آبخوان داران انجام مي دهند، تحقق انديشه والاي حضرت امام جعفر صادق(ع) است؛ لاتطيب السکني الابثلاث؛ الهواءالطيب، الماء الغزير العذب و الارض الخواره؛ زيستگاه پسنديده نخواهد بود مگر به سه چيز؛ هواي پاکيزه، آب فراوان و گوارا و زمين بارور.

و آنچه اين زبان دراز مايل به ادعاست آنکه؛ هر ارزاني بد نيست، تغذيه مصنوعي آبخوان ها کاري است بخردانه، آسان، ارزان و از همه مهمتر از ديد زيست محيطي کم زيان تر از سدهاي بزرگ.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 8:8  توسط دکتر یوسف قریب  | 

 

 

به نقل از خبرگزاري ميراث فرهنگي


     تعجب نكنيد؛ اين خبر كاملاً در راستاي بيابان‌زايي است! مگر نه اين است كه بيابان‌زايي را كاهش كارايي سرزمين ترجمه مي‌كنيم؟ پس وزير محترم نيرو، آقاي سيد پرويز فتاح! بدان و آگاه باش كه مجموعه‌ي تحت امرت با احداث دكل برق در حريم شهر توس، دقيقاً در همين راستا اقدام كرد و عملاً شانس جهاني شدن شهر تاريخي فرهنگي توس را از ايرانيان گرفت و استعداد توس را در جلب گردشگر به شدت به مخاطره انداخت.
    اين در حالي است كه مي‌بينيم، همسايه‌ي ترك ما، چگونه در شهر قونيه به شهرت مولانا مي‌افزايد و از هر تمهيد و ترفندي (از چاپ بروشور گرفته تا تي‌شرت و ليوان و ساخت مجسمه و انتشار تمبر و ...) براي افزايش درآمد صنعت گردشگري خود استفاده مي‌كند. به نحوي كه درآمد شهر قونيه مي‌رود تا از مجموع درآمد صنعت گردشگري كشور فزوني گيرد! حتا ترك‌ها كوشيدند تا مقامات يونسكو را قانع كنند، نه‌تنها سال 2007 را به نام مولانا بنامند «year of rumi»، بلكه مركزيت مراسم بزرگداشت اين شاعر ايراني را نيز به قونيه منتقل سازند! جالب آنكه در تارنماي يونسكو هم از كشورهاي افغانستان، مصر و تركيه در اين خصوص ياد شده، اما اشاره‌اي به نام ايران نشده است!!
    و اصلاً چرا بشود؟ وقتي كه ما آن بلا را بر سر مجموعه‌ي تاريخي و يگانه‌ي پاسارگاد و تنگه‌ي بلاغي يا تپه‌هاي تاريخي بوكان و ... مي‌آوريم، آن هم به بهانه‌ي احداث سد‌هايي كه از اساس داراي جانمايي اشتباه بوده‌اند؛ وقتي مشهور‌ترين ميدان جهان را (نقش جهان) به بهانه‌ي ساخت برج جهان‌نما در معرض خروج از سياهه‌ي آثار ثبت شده‌ي يونسكو قرار مي‌دهيم؛ وقتي به راحتي از ضرورت احداث خط آهن در مجاورت نقش رستم و تخت جمشيد سخن مي‌گوييم؛ وقتي به سادگي مجوز تخريب بخش‌هايي از ارزشمندترين زيستگاه‌هاي حفاظت‌شده‌ي كشور را (پارك ملّي خجير، پارك ملّي گلستان، منطقه‌ي حفاظت شده‌ي دنا، جنگل ابر شاهرود، پارك ملّي كوير، اندوختگاه زيست سپهر درياچه‌ي ارژن و ...) به بهانه‌ي تعريض جاده، رزمايش‌هاي دوره‌اي ، عبور لوله‌ي گاز و ... صادر مي‌كنيم  و وقتي ... نبايد از چنين اقداماتي تعجب كرد.
    با اين وجود، باور كنيد اين حركت‌ها واقعاً خجالت‌بار و شرم‌آور است ... حتا اگر ادعاي صدور فرهنگ هم داريم، بايد قدر شعراي بزرگي چون فردوسي را بيشتر بدانيم و اين چنين مغول‌وار با اين ميراث‌هاي ادبي و فرهنگي بوم و بر ارزشمند‌مان برخورد نكنيم.
     راستي! به قول آن حكيم فرزانه‌ي توس، چرا از گردش روزگار نمي‌ترسيم؟!

بپرسيدم از هر کسي بيشمار          بترسيم از گردش روزگار
مگر خود درنگم نباشد بسي          ببايد سپردن به ديگر کسي
و ديگر که گنجم وفادار نيست       همان رنج را کس خريدار نيست
زمانه سراي پر از جنگ بود         بجويندگان بر جهان تنگ بود

 این هم نشانی وبلاگی که اختصاصاْ به همین منظور ساخته شده است. با تشکر از ایدا عزیز

 لطفاْ با ایدا تماس بگیرید.

  آنها که تاکنون همراهی کرده‌اند:

ابراهیم اقبالی ؛ فرداد دولتشاهی ؛  ارمغان مقدس ؛  راوي

پروانه اسماعيل‌زاده ؛ محمدرضا نوروزي ؛ شهروند ؛  هومن روانبخش

ایدا ادینه ؛  عمار رفیعی امام ؛  کوچه بی دار و درخت ؛  رزا بداغی

عالیه اشتری ؛ فرزانگان ۷۳ ؛ مهندسی علوم خاک ؛ حميد بي تقصير ؛

لنیوم ؛ وحیدرضا مصوری ؛ خبرخوان دو در دو ؛ کام . پخمه ؛

خاطراتچی ؛ بلاگ نیوز ؛ سعید سعیدی ؛

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 20:8  توسط دکتر یوسف قریب  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 8:57  توسط دکتر یوسف قریب  | 

 

احمد رضا رضايي در حال نشان دادن ساچمه هايي كه هنوز در پايش وجود دارند.

       احمد رضا مي‌توانست گلوله نخورد! مي‌توانست خود را مثل خيلي‌هاي ديگر به نديدن بزند! حتا مي‌توانست با آن دو شكارچي ثروتمند به تعامل برسد!! امّا او هيچ يك از آن كارها را نكرد؛ او حتا از تهديد شكارچي‌ها هم نترسيد و آنقدر آن دو ناجوانمرد را تعقيب كرد تا سرانجام با شليك سهمناك تفنگ شكاري‌شان از پا درآمد ...

     هموطن عزيز من!
     احمد رضا براي كه و چه اين كار را انجام داد؟ براي من، براي تو، براي امروز و فرداي ما  و فرزندان ما ... و براي سازماني (سازمان حفاظت محيط زيست) كه ظاهراًً نخستين رسالتش بايد پاسداري از اصل 50 قانون اساسي، يعني تضمين حيات روبه رشد اجتماعي ايرانيان در سايه‌ي پاسداري از مواهب ارزشمند طبيعي ميهن عزيز باشد. پس چرا به جاي آنكه او را و امثال او را تكريم كنيم، مجبورش مي‌سازيم تا هزينه‌ي درمان جراحت عظيمش را هم خودش بپردازد؟! و در مقابل درب دادگاهي كه قرار است به داد او برسد، شاهد فريادهاي جانسوز او هستيم كه چگونه با چوب به جانش مي‌افتند ...


روايت غم‌انگيز اين ماجرا را از زبان محمّد درويش پي بگيريد ...     

 

     و براي همين است كه از تو دوستدار واقعي طبيعت ارزشمند وطن عاجزانه تقاضا مي كنم كه لينك حمايت از محيط بانان را امضا كرده و با تكثير آن در وبلاگ ارزشمندتان به احمد رضا ها كمك كنيد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 10:38  توسط دکتر یوسف قریب  | 

 

 

 

پيوست:
     شاه‌كوه محلي و همرزمان بيداردلش را نيز فراموش نمي‌كنيم ... شمار امضاءها به عدد ۴۵۶ رسيده است... هموطن عزيز! شما نيز با امضا لينك اعتراض و تكثير آن در تارنماي ارزشمندتان مي‌توانيد به حمايت از محيط‌بانان شجاع و بي‌ادعاي طبيعت برخيزيد.

اطلاعات بیشتر را در مهار بیابان زایی بخوانید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 11:35  توسط دکتر یوسف قریب  | 

 

1- سرمقاله      
2- چهار هفته       
3- نظام هاي بهره برداري كشاورزي    
4- نقش طبقه متوسط جديد در تحولات تعاوني هاي توليد  
5- سد سياه بيشه      
6- روستا بانكهاي عقيم ايران   
7- تلفيق ((جنگلداري- دامداري))   
8- بندر نوشهر (بخش ششم)      
9- سابقه  و توليد شكر نيشكر در ايران 
10- جلوگيري حريق در جنگل 
11- تشكل ها و تعرض ها      
12- نامه اي از پاريس      
13- كنترل بيولوژيك      
14- مشاركت مردم درطرح هاي جنگل كاري     
15- استفاده از پيوند در سبزي و صيفي   
16- باغهاي ايراني   
17- مديريت پايدار مرتع         
18- اخبار استانها
19- برنامه چالش آب و غذا(قسمت دوم و پاياني)   
20- در برابر گلوله مي ايستم، پس هستم   
21- اثرات آلودگي هوا در محيط زيست    
22- كشاورزي پايدار و توسعه روستايي   
23- طلاي خندان و صادرات آن         
24-مديريت تلفيقي كنترل حشرات چوبخوار متعلق به خانواده‌ي سوسك‌هاي شاخك بلند (قسمت اول)
25- فرهنگ روستا   
26- اخبار انجمن  
27- اخبار كشاورزي جهان      
28- اين سوي خبرها      
29- نگاهي به دور و بر      
30- مشكلات بخش تعاون در كشور    
31- از ميان نشريات 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 15:56  توسط دکتر یوسف قریب  | 


1- سرمقاله
2- چهار هفته
3- ترويج كشاورزي
4- بندر نوشهر
5- نيشكر و خصوصيات شكر آن
6- نقدي بر مقاله‌ي ((برنامه ريزي))مديريت و توسعه((آگروفارستري))
7- نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات به سياست اجتماعي
8- اثرات آلودگي هوا در محيط زيست
9- خبري از استانها
10- مدارس روستايي در اقتصادي متغير
11- تخريب خاك توسط عوامل انساني(قسمت سوم)
12- دانش بومي در ميان دامداران هزار جريب
13- كشاورزي پايدار و توسعة روستايي
14- ترويج كشاورزي و زنان روستايي
15- استفاده از حصار كشي در مراتع(قسمت دوم و پايان)
16- بررسي اقتصادي سيب درختي در بويراحمد
17- اخبار انجمن
18- جنبش چهارپايان
19- طلاي خندان و صادرات آن
20- مديريت تلفيقي كنترل حشرات چوبخوار متعلق به خانوادة سوسك‌هاي شاخك بلند
21- مناطق خشك
22- برنامه چالش آب و غذا
23- آب،خاك، هوا، زندگي
24- اخبار كشاورزي جهان
25- چشم انداز سبز نسبت به سياست اجتماعي (نظريه محيط زيست گرايان)
26- اين سوي خبرها
27- نگاهي به دور و بر
28- از ميان نشريات
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 15:54  توسط دکتر یوسف قریب  | 

 

      شهيد شاه كوه محلي خطاب به بازپرس شعبه 1 دادگاه بندر ترکمن: شما هر كه هستيد، باشيد!
     او را ناجي ميانكاله ناميده‌اند؛ محيط بان عاشقي كه در دفاع از مواهب طبيعي آشوراده، اينگونه مي‌ايستد و در برابر هيچ تهديدي پا پس نمي‌كشد ... ۱۴۸ امضاء تاكنون پاي نامه‌اي را امضاء كرده است كه از عالي‌ترين مقام مسئول در حوزه‌ي محيط زيست كشور، يك درخواست دارد: كاري كنيد كه ديگر هيچ متجاوز به طبيعتي به خود اجازه ندهد تا اينگونه آسان پاسداران گمنام و مظلومش را هدف آماج گلوله‌هاي آتشين انتقام خويش قرار دهد يا به جان و مال عزيزترين كسانش تهديدي روا دارد.  آیا این انتظار زیادی است؟


     خانم دكتر واعظ جوادي:
     زيست‌بوم ناهمتاي وطن تنها آن هنگام از حرمتي درخور بهره‌مند خواهد شد، كه متولّياني عاشق چون شاه‌كوه محلي و ناصر پيروي و ... داشته باشد؛ آيا به گونه‌اي عمل كرده و مي‌كنيد تا بر شمار اين عاشقان سينه‌چاك و جان بركف طبيعت افزوده شود؟! عاشقان آزاده‌اي كه صف مردمي كه براي تشييع پيكرشان آمده‌اند، از پانصد متر تجاوز مي‌كند؛ مردماني كه شوربختانه در بين آنان هيچ‌يك از رؤساي عالي مقام سازمان متبوع محیط زیست ديده نمي‌شود!
     بار ديگر ضمن سپاس از همه‌ي دوستاني كه از اين لينك حمايت كرده و پايش را امضاء نموده‌اند، تمنّا دارم براي يكبار هم كه شده بياييد نشان دهيم كه ايرانيان مي‌توانند فارغ از صف‌بندي‌هاي رايج عقيدتي و قوميتي و صنفي، در پاي حراست از طبيعت؛ اين ميراث ارزشمند پدران و امانت فرزندان‌ معصوم‌مان، همه‌ي ملاحظات و سليقه‌ها را به كنار نهاده و ديگر اجازه نخواهند داد كه خون از دماغ هيچ عاشق طبيعتي سرازير شود، چه رسد به اينكه خاموش بنشينند و ببينند كه پيكر پاك شهداي عاشق طبيعت را اجازه نمي‌دهند تا در كنار ديگر شهيدان عاشق وطن به خاك سپارند.


فرصتي نمونده اي عشق!
 اين صدا صداي مرگه.
آخرين فصل جوانه،
 فصل جون دادن برگه .
 از تو قصه‌ها طلوع كن تا غروب من بميره.
 زير خاكستر سردم، شعله‌ي تو جون بگيره ...

لطفاً لوگوي لینک اعتراض را در تارنماهاي ارزشمند خود تكثير سازيد:

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 10:49  توسط دکتر یوسف قریب  | 

سلام هموطن

     باور كنيد، تمام تلاش خود را كرده‌ام تا بدبينانه به «قصه‌ي پرغصه‌ي» مرگ خاموش حدود يكصد محيط‌بان نگاه نكنم؛ باور كنيد كوشيده‌ام تا به شكلي توجيه كنم كه چرا 420 جنگلبان عاشق در طول سه دهه‌ي گذشته بايد كشته يا دچار نقص عضو شوند و هنوز هيچ يك از عاملين جنايت نه براي آن يكصد محيط‌بان و نه آن 420 جنگلبان به مجازات نرسيده باشند!
     راستي چرا حتا مسئولين سازمان حفاظت محيط زيست در تشييع پيكر پاك شهيد «يحيي شاه كوه محلي» هم شركت نكردند؟! و چرا حتا بنياد شهيد او را شهيد نمي‌پندارد و اجازه نداد تا پيكر سوخته‌اش در گلزار شهدا به خاك سپرده شود؟!
هموطن عزيز من
     امروز طبيعت رنجور اين بوم و بر و حافظان گمنام و بي ادعايش بيش از هر زمان ديگري به حمايت تو در محيط وبلاگستان نياز دارند. آيا حاضريد لينك يا پستي را در تارنماي ارزشمندتان به اين مظلومان اختصاص دهيد؟
سپاسگزارم.

اطلاعات تکمیلی را در مهار بیابان زایی بیابید.


 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 21:11  توسط دکتر یوسف قریب  | 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 14:48  توسط دکتر یوسف قریب  | 

 

شماره ۳۴ ماهنامه دهاتی با محوریت سال جهانی بیابان و بیابان زایی منتشر شد. در این شماره می توانید نصایح برادرانه یوسف قریب به وزیر جهاد کشاورزی را به همراه آثاری چند از دکتر غلامعلی نجفی- مهندس محمد درویش - دکتر حسن مداح عارفی - دکتر منوچهر امانی و ... بخوانید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 23:3  توسط دکتر یوسف قریب  | 

     ماهنامه‌ي دهاتي به منظور حمايت از فعاليت وبلاگ‌هاي زيست‌محيطي، كشاورزي و منابع طبيعي فعال، اعلام مي‌دارد كه حاضر است به صاحبان هر يك از اين وبلاگ‌ها كه مشخصات خود و نشاني وبلاگشان را ارسال دارند، نسخه‌اي از ماهنامه را به رسم يادبود تقديم دارد و در نهايت، به سه وبلاگ برتر در اين حوزه، يكسال اشتراك مجاني ماهنامه را هديه كند.


به اميد ايراني آباد و روزهايي از هميشه سبزتر

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 20:26  توسط دکتر یوسف قریب  | 

 

        

 

سي و سومين شماره‌ي ماهنامه‌ي دهاتي (خردادماه 1385) با آثاري از:

دكتر غلامعلي نجفي، مهندس محمّد درویش، دكتر حسيني، مهندس سهيل انوشفر، دكتر يوسف قريب، مهندس مرتضي ابطحي و جمعي ديگر از قلم‌ورزان حوزه‌ي كشاورزي و منابع طبيعي اين كهن ديار عزيز منتشر شد.

افزون بر آن شما مي‌توانيد داغ‌ترين اخبار حوزه‌ي محيط زيست كشور و آخرين نشريات و كتب منتشر شده در اين حوزه را در اين مجله بخوانيد.

درضمن اخبار مربوط به آخرین نشست سالانه انجمن در شماره آینده منتشر خواهد شد.

 

                

                        دکتر قریب و مهندس میلانی (دبیرکل انجمن) در آخرین نشست 

                                              دانشکده کرج (۲۸/۲/۱۳۸۵)

 

     

                       تالار شادروان دکتر مهدوی گروه خاکشناسی پردیس کرج

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 19:15  توسط دکتر یوسف قریب  | 

به آگاهی تمامی علاقه مندان می رساند که نشست سالانه انجمن دانش آموختگان دانشکده های کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران در بیست و هشتمین روز از اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۵ و در محل تالار اجتماعات گروه خاکشناسی دانشکده کشاورزی کرج - راس ساعت ۹ صبح - برگزار خواهد شد.

به امید دیدار همگی شما فارغ التحصیلان قدیمی و جدید دانشکده و نیز با امید به انتخاب هیات مدیره ی جدیدی که بتواند برای انجمن قدمهای مثبت و کارسازی بردارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 14:44  توسط دکتر یوسف قریب  | 

 

1- مشكلات كشاورزي ايران
2- چهار هفته
3- نفي حكمت
4- ادب ، بزرگترين سرمايه
5- اخبار انجمن
6- تخريب محيط زيست ، كشاورزي و امنيت غذايي
7- سدهاي بزرگ در ايران
8- یک پیروزی امید بخش
9- نقاشي ،طبيعت و موسيقي
10- گسترش سيلاب
11- مشكلات كوچ عشاير
12- معماري مناطق بياباني
13- جنگل ، شكوفايي محيط زيست
14- كروتن – مراقبت از گياهان
15- گردهمايي ها
16- برخي از عناصر موجود در آبهاي مصرفي
17- تاريخچه و مزاياي پيوند در سبزيها
18- طرح هاي آبخيزداري
19- نيازهاي آموزشي زنان روستايي
20- خبر هاي كشاورزي جهان
21- نظام هاي بهره برداري
22- نگاهي به دوروبر
23- از ميان نشريات

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 22:29  توسط دکتر یوسف قریب  | 

 

شماره اسفندماه

     شماره‌ي 30 ماهنامه‌ي دهاتي (اسفند ماه 84) با آثار جمعي ازبرجسته‌ترين پژوهشگران و صاحب‌نظران حوزه‌ي ‌كشاورزي و منابع طبيعي و نيز معرفي گروهي از جوانان انديشه‌ورز و صاحب قلم اين آب و خاك، از جمله محمّد طاهر نظامي، محمد درویش، غلامعلي نجفي، علي حاج يوسفي، يوسف قريب، سعيد اسدي، عمار رفيعي امام، اسفنديار غفاري نسب، سيد محمّد موسوي، مرتضي حقوقي، مهدي دهقان، فاطمه پناهي، پويا نجفي و ...  منتشر شد.
    

    براي اشتراك سالانه‌ي اين ماهنامه كافي است مبلغ هفت هزار تومان به حساب شماره‌ي 1612 بانك ملي شعبه شهرداري منطقه 2 – كد 234 واريز كرده و رسيد آن را به نشاني دفتر مجله ارسال فرماييد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 20:13  توسط دکتر یوسف قریب  | 

ماهنامه تخصصی دهاتی نیز همراه و همدل با دیگر دلسوزان محیط زیست این عمل نابخردانه را محکوم کرده و خواستار عذرخواهی رسمی شهرداری تهران است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 9:46  توسط دکتر یوسف قریب  | 

 

آقای حجتی! شما دیگر چرا؟!

روزنامه­های دهم آبان 1384 پایتخت، خبری را منتشر کردند که مطابق معمول در بین دیگر هیاهوهای سیاسی و ورزشی کشور، از توجهی که سزاوار آن بود، برخوردار نشد. خبر این بود: محمود حجتی وزیر سابق جهاد كشاورزی به عنوان نماینده­ی بنیاد مستضعفان در آزادراه تهران- شمال منصوب شد و از این به بعد مدیر اجرایی این پروژه محسوب می­شود[1].

به دیگر سخن، فردی که تا پیش از این در رأس وزراتخانه­ای قرار داشت که خطيرترين وظيفه­ی قانونی­اش همانا حفظ، احيا، توسعه و بهره‎برداري از مـنابع طـبيعي و بـرقراري تـعادل بوم­شناختی و پايدار در عرصه‎هاي آب، خاك، جنگل و مرتع كشور ذکر شده است. اینک باید به تحقق پروژه­ای کمک کند که آشکارا در تقابل با آموزه­ی حفظ تعادل بوم­شناختی و حراست از جلوه­های ناب طبیعی کشور قرار دارد!

به واقع و با همه­ی احترامی که برای شخصیت محمود حجتی قائلم، باید به تلخی اعتراف کنم که این بدترین انتخاب ممکن از سوی فردی می­توانست باشد که دست­کم 8 سال متولّی یکی از عالی­ترین و متنفذ­ترین نهاد­های مسئول پایداری بوم­شناختی سرزمین بود! فردی که حالا قرار است بالاترین مجری اجرا­کننده­ی پروژه­ای باشد که به اعتراف دوست و دشمن، یکی از بحث­برانگیز­ترین و مجادله­خیزترین رخداد­های زیست­محیطی ایران به شمار می­آید.

فقط کافی است اشاره کنم که نام این پروژه برابر است با یادآوری انبوهى از نگرانى‌ها ‌و دغدغه‌های ‌زیست­محیطى در طول یک دهه­ی گذشته براى حفاظت از ارزش­هاى ناهمتا و یگانه­ی البرز مرکزى و جنگل­هاى بکر و دیرینه­ی این منطقه[2]؛ جنگل­هایی که آخرین بازمانده­ی عصر یخبندان در سراسر گیتی محسوب شده و بی­گمان در شمار ارزشمندترین میراث­های طبیعی کره­ی زمین قرار دارند.

به یاد داریم زمانی که پیشنهاد ادامه­ی طرح تله­کابین توچال تا دریاچه­ی ولشت مطرح شد، مشاورین طرف قرارداد ارزیابی­کننده به دو دلیل آن را غیر عملی دانستند؛ نخستین دلیلشان آن بود در صورتی این طرح اقتصادی خواهد بود که روزانه دست­کم 30 هزارنفر به وسیله­ی آن جابجا شوند (و نه فقط روزهای تعطیل!) و دوّمین و مهمترین دلیل آن بود که به فرض آنکه چنین استقبالی از طرح صورت پذیرد، مشکل اصلی این است که بوم­سازگان (اکوسیستم) دریاچه گنجایش پذیرش بیشتر از 150 بوم­گرد (گردشگر) در شبانه­روز را ندارد و در صورت فشار بیشتر بر آن با چنان استرسی روبرو خواهد شد که تمامی جذابیت­های دیداری و طبیعی خود را از دست داده و به محلی نامیمون از انواع زباله و آلودگی­های شنیداری و دیداری تبدیل خواهد شد.

پرسش اصلی این است که آیا زیست­بوم آسیب­پذیر و به شدّت شکننده­ی نوار باریک ساحل شمالی ما، مگر همین الآن به راحتی نفس می­کشد؟! مگر نمی­بینیم ترافیک­های طولانی حاکم بر شهرهای شمالی کشور را، به ویژه در روزهای آخر هفته و تعطیلات؟ چگونه و با چه استدلالی در اندیشه­ی افزایش حجم تردد به این نوار ساحلی رنجور برآمده­ایم؟!! کشور پهناورِ ما پر است از جاذبه­های خیره­کننده­ی طبیعی، به نحوی که در شمار 8 کشور نخست جهان از این منظر قرار داریم؛ چرا با اعمالی آمایشی پایدار و پراکنشی مطلوب کاری نکنیم تا هم عملاً نشان دهیم که همه­ی ایران سرای من است و هم فشار وارد به سرزمین را در کمینه­ی خویش مهار کنیم؟  

به خدا دیگر بس است! آیا هیچ می­دانیم بر طبق گزارش­های رسمی بالغ بر نيم ميليون سلاح مجاز و يک ميليون سلاح غيرمجاز، حيات وحش کشور را در حال حاضر نشانه گرفته که با توجه به افزايش سهميه­ی فشنگ برای هر تفنگ شکاری تا ۵۰۰ عدد در سال­های اخير، در خوش بينانه­ترين حالت ممکن، می­توان اظهار داشت که حداقل ۵۰۰ ميليون گلوله حيات وحش کشور را هدف قرار گرفته است که اگر فقط یک درصد آنها هم به هدف اصابت کند در نهايت هر سال حدود 5 ميليون جانور اعم از پستاندار و پرنده و... از جمعيت وحوش کشور کاسته می­شود که شواهد موجود در زيستگاه­ها و آمارهای جسته و گريخته برخی متخصصان و کارشناسان اين مدعا را به اثبات رسانده است[3].

در چنین شرایطی نباید از تازه­ترین گزارش دانشگاه کلمبیا تعجب کنیم که چرا کشور ايران از بین 146 کشور مورد بررسی از نظر شاخص­های پايداری محيط زيست با قرار گرفتن در انتهای جداول جهانی، رتبه­ی ۱۳۲ را به خود اختصاص داده است! یعنی 17 پله سقوط نسبت به سال 2002 [4].

 

فرجام سخن:

همیشه در این اندیشه بودم و هستم که چرا ما، آنی نیستیم که باید باشیم؟! چرا دولتمردان متعهد و دلسوز ما نمی­توانند حتّا همپای دیگر دولتمردان بیگانه، که بی­گمان از تعهد و دلسوزی کمتری هم برخوردار هستند، برای میهن و مردم خود مفید واقع شوند؟ آنها که همیشه سر کار هستند و دایم از پنج صبح تا نیمه­های شب مجبور به شرکت در نشست­ها و جلسات گوناگون هستند و به دشواری حتا فرزندانشان را بجا می­آورند؛ پس چرا آخر امر، عاقبتمان این می­شود که هستیم؟!

شاید یک دلیلش همین باشد که اغلب دولتمردان و مدیران ارشد و میانی ما، ممکن است عمیقاً به اهداف سازمانی که در صدر آن قرار گرفته­اند، ایمان ندارند و برای همین است که به راحتی و به وفور شاهد چنین جابجایی­های پارادوکس­گونه­ای هستیم[5].

 

http://darvish100.blogfa.com/post-106.aspx

 



[2] به نظر می‏رسد این پروژه به رغم آنکه تاکنون فقط 5 درصد پیشرفت کاری داشته است، اثرات سوء زیست­محیطی آن پایان­ناپذیر باشد؛ به نحوی که اخیراً رییس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور (یعنی سازمانی که در رأس آن فردی قرار می­گیرد که با انتخاب مستقیم شخص وزیر جهاد کشاورزی تعیین شده و مقام معاونت وی را در حوزه­ی منابع طبیعی کشور برعهده دارد)، از واگذاری غیرقانونی عرصه‌های ‌جنگلی کلاردشت به شرکت سازنده­ی آزاد­راه تهران- شمال در دولت قبلی خبر داد. خداکرم جلالی با اشاره به اینکه براساس مصوبه­ی دولت در سال گذشته برای تأمین اعتبار مورد نیاز ساخت آزادراه تهران- شمال، یک هزار و 100 هکتار جنگل بکر در منطقه­ی کلاردشت به شرکت سازنده­ی این آزادراه واگذار شده است، با دلخوری می‏افزاید: شرکت سازنده آزادراه تهران- شمال با انجام ساخت و ساز و فروش این عرصه‌ها ‌خسارت زیادی به جنگل‌های ‌این منطقه وارد کرده است. از سوی دیگر، «حسن پيراسته» مدير كل محيط‌زيست استان تهران نیز روند پيشروي آزادراه تهران- ‌شمال را، حتّا در منطقه­ی شهرستانک مغاير با ارزيابي‌هاي زيست‌محيطي می­داند.

[3] کاهش تعداد وحوش پارک ملّی گلستان از ۱۶ هزار و ۵۰۰ رأس به دو هزار رأس، در بختگان از ۱۴ هزار رأس به ۵۶ رأس، در بيستون از ۱۲ هزار رأس به زير ۱۰۰ رأس، تنها جزيی از اين آمار تکان­دهنده است. و شوربختانه آنکه از ۷۶۰۰ آهو در موته اصفهان، ۹ هزار رأس آهو قوشه دامغان و ۱۲ هزار رأس کل و بز و قوچ و ميش خوش ييلاق شاهرود و هزاران رأس آهوی گردنه­ی آهوان در سمنان امروز ديگر چيزی باقی نمانده است!

[4] در اين جدول که ۱۴۶ کشور جهان از نظر وضعيت زيست محيطی، اجتماعی و اقتصادی مورد ارزيابی قرار گرفته­اند؛ فنلاند، نروژ، اروگوئه، سوئد، ايسلند و کانادا به ترتيب در جايگاه اول تا ششم جهان قرار گرفتند و ايران تنها با کسب ۸/۳۹ امتياز بعد از کشورهايی همچون آنگولا، بورکينافاسو، ويتنام، ليبی، چاد و... در مقام ۱۳۲ جهان جا خوش کرده است.

[5] درست مانند آن می­ماند که مدیرکل محیط طبیعی و تالاب­های سازمان حفاظت محیط زیست را به تولیت دفتر سدهای بزرگ وزارت نیرو بگماریم! یا حتا از آن بدتر، وزیر خارجه­ی خود را با وزیر خارجه­ی کشور صهیونیستی اسرائیل مبادله كنيم و آب هم از آب تکان نخورد!!

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 19:0  توسط دکتر یوسف قریب  | 

 

براي همه‌ي آناني كه از قتل عام محيط طبيعي‌مان به شدّت نگران هستند و با خواندن خبرهاي غم‌انگيز از تاراج بي‌مهاباي زيست‌بوم خونشان به جوش مي‌آيد و براي همه‌ي آناني كه با بدبيني و ترديد و يأس به اينگونه افشاگري‌هاي نوشتاري و رسانه‌اي مي‌نگرند، بي‌گمان چهارمين روز از دوّمين ماه زمستان، روزي بزرگ و فراموش‌ناشدني خواهد بود؛ روزي كه نشان داد: دغدغه‌هاي زيست‌محيطي مي‌تواند در جامعه‌ي امروز ما از چنان وزن و اعتباري برخوردار شود كه به خاطر حفظ حرمتش، عالي‌ترين مقام قضايي كشور خود رأساً وارد كارزار شده تا حكم يكي از قضات سرشناس و پرنفوذ خويش را در استان گيلان نقض كند! در آن روز، پرشمارگان‌ترين روزنامه‌ي كشور در صفحه‌ي نخست خويش و با فونتي درشت و قرمز رنگ نوشته بود : 


اجراي حكم مديركل منابع طبيعي گيلان متوقف شد
بررسي مجدد پرونده‌ واگذاري۴۳۳ هكتار جنگل

                                                                                به نقل از تارنمای مهار بیابان زایی

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 23:37  توسط دکتر یوسف قریب  | 

 

                                          


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1384ساعت 10:21  توسط دکتر یوسف قریب  |